10 نکته اساسی(جلسه پنجم _ ۹۵/۸/۸)

10 نکته ای که استاد در آغاز جلسه پنجم به دانشجویان گفت که از اهمیت بالایی در کار ما برخوردار است:

1-برای هر کدام از نوشته های خود یک عنوان مناسب بنویسید.
2- در ابتدای مطالب واژگان کلیدی مطلب را ذکر کنید.
3- حتما تاریخ را ذکر کنید.
4- تفصیل و جزیی نویسی اساس کار ماست.
5- شماره جلسات را در مطلب خود بیاورید.
6- پیوند دادن وبلاگ دیگران در وبلاگ خود
7- معرفی وبلاگ خود در گوگل
8- برای وبلاگ دوستاتون کامنت بزارید.
9- ابعاد چند گانه را در تمام روایت ها در نظر بگیرید.

تحقیق کیفی_جلسه پنجم

باسلام خدمت تمام دوستان

واژگان کلیدی:تحقیق کیفی،روایت،تحلیل کیفی،مصاحبه،پژوهش روایی

امروز جلسه پنجم است.تاریخ:8/8/95

در ابتدا باید بگویم که کم کم راه و روش وبلاگ نوشتن و پژوهش روایی را یاد گگرفتم و از این بابت خوشحالم.خب شروع کنیم.طبق معمول صبح شنبه کلاس داشتیم و رفتیم  و من به عادت همیشگی ام ردیف جلو نشستم.بعد از مدتی استاد وارد کلاس شد و از یکی از بچه ها خواست که قران بخواند.راستش استاد از دست کسایی که کم کاری میکردند واقعا عصبی شده بود دیگه.در ابتدا چندتا از وبلاگ ها را مورد بررسی قرار داد و خوشحال بود از اینکه استاد از وبلاگ من تعریف کرده بود و راضی بودم از اینکه جواب زحماتامو داده بود.استاد با بچه ها اتمام حجت کرد و رفت سراغ درس.امروز باید کلی مینوشتیم.استاد هم برایمان کم نگذاشت و تا اونجا که جون داشتیم گفت و ما مینوشتیم.انگشتام داشت از جا کنده میشد.خلاصه جواب کم کاری دوستانو ما دادیم.حالا بریم ببینیم که این استاد خوب ما چه مطالبی رو به ما آموزش داد.

تحقیق کیفی
نگاه عمیق تر به یک فرد، موقعیت با سلسله ای از حوادث معین. پژوهش کیفی از مجموعه ای  از روش ها، فرمول و ابزار و گسترده ی وسیعی از روش های تأمل و تحلیل های تفصیلی را در بر می گیرد.تجربه شخصی، درون نگری، شرح حال، روایت، مشاهده مشارکتی، مشاهده متون  تاریخی, متون تعاملی و بصری ابزارهایی هستند که در پژوهش کیفی مورد استفاده قرار می گیرند.به سخنی می توان گفت پژوهش کیفی پژوهشی است که کیفیت روابط، فعالیتها، موقعیت ها یا مواد را بررسی میکند .یکی از ملزومات پژوهش کیفی تأکید بر توصیف جامد
یعنی به تفصیل توصیف کردن تمام آن چیزایی است که در خلال یک فعالیت یا موقعیت معین میگذرد. پرسیدن سوالاتی از قبیل : 1- این افراد چگونه عمل میکنند ؟ 2-حوادث چگونه اتفاق می افتد؟ 3- مردم چگونه به تصویر کشیده   می شوند یا توصیف می شوند ؟
در جرگه تحقیقات کیفی قرار می گیرند. تحقیق کیفی دارای رویکرد کیفی- پدیدار شناختی است. مطالعه پدیده ها و توصیف دقیق پدیده ها در همه ی زمینه های تجربه یعنی رفتار مورد پژوهش برای افراد مورد مطالعه چه معنی دارد؟ این درک مستلزم این است که معنی کیفی به آن رفتار نسبت داده شود.محققین کیفی به روند و
پیامد علاقمندند. مردم زندگی خود را چگونه تفسیر می کنند؟
آگاهی از دیدگاه آزمودنی های یک مطالعه
محقق می خواهد بداند آزمودنی ها به چه فکر می کنند ؟ چرا آنطور فکر می کنند؟و چگونه عمل می کنند؟ فرض ها، انگیزه ها، دلایل، اهداف، ارزش ها.
تحقیق کیفی از دیدگاه ها آغاز می شود و فرهنگ ها را توصیف می کند که به نوبه خود سازمان با بخشی از آن را توصیف می کند.
تحلیل کیفی از مجموعه فعالیت هایی چون مشاهده، مصاحبه، جمع آوری و مرور اسناد و شرکت گسترده در فعالیت های پژوهشی، جهت
جمع آوری داده ها بهره می گیرد. از اطلاعات جمع آوری شده توصیف های تحلیلی، ادراکی و طبقه بندی شده حاصل می شود.
در روش مورد بحث دسترسی به اطلاعات یعنی زندگی کردن با مردم مورد پژوهش، یادگیری فرهنگ آن از جمله مبانی عقیدتی، ارزشی و رفتاری، زبان و تلاش برای درک احساس، انگیزش و هیجان های آن هاست.محقق کیفی رفتار اجتماعی را به این دلیل درک می کند که خود را به جای دیگران قرار می دهد.
آنسلم استراس می گوید :«منظور ما از تحقیق کیفی عبارت از هر نوع تحقیقی است که یافته هایی را بدست می دهد که با شیوه هایی غیر از
روش های آماری یا هر گونه کمی کردن کسب شده اند.شیوه ی مذکور ممکن است به تحقیق درباره ی زندگی افراد، شرح حال ها، رفتار هاو هم چنین درباره ی کارکرد سازمانی، جنبش های اجتماعی یا روابط بین الملل معطوف باشد.تحقیق میدانی، مشاهده یا مشارکت و مصاحبه های عمیق برخی از روش های جمع آوری داده در تحقیق کیفی هستند.وجه اشتراک این روش های جمع آوری داده به شرح زیراست:1-نزدیک شدن به داده ها 2- تجربه بهترین راه درک رفتار اجتماعی 3- مشارکت عمیق با آزمودنی ها بعنوان مشاهده صرف، مشاهده گر با مشارکت، شرکت کننده به عنوان مشاهده گر
و شرکت کامل.
تحلیل داده های کیفی مستلزم: 1- سازماندهی اطلاعات 2- تقلیل داده ها و ایجاد طبقاتی برای مشخص نمودن اطلاعات. داده های جمع آوری شده به شکل یادداشتهای میدانی، مصاحبه، عکس، ضبط صدا، نوار ویدیویی، یادداشت های شخصی، نظرات شخصی، پرونده های رسمی، متون کتب درسی، حرکات بدنی، جوک ها، مکالمه ها، کار های هنری یا دکورهای اتاق همه ثبت می شوند.
 روند انجام تحقیق کیفی : 1- شناسایی پدیده مورد مطالعه 2- شناسایی شرکت کنندگان در مطالعه 3- صورت بندی فرضیه هنگام پیشرفت
و جمع آوری داده ها 4- جمع آوری داده ها که یک روند جاری است 5- تجزیه و تحلیل داده ها شامل ترکیب اطلاعات حاصل از منابع مختلف به صورت یک توصیف پیوسته از آنچه محقق مشاهده یا کشف کرده است، می باشد. 6- نتیجه گیری.
تکنیک های مورد استفاده محققین کیفی
الف) مشاهده همراه با یادداشت های میدانی (توصیفی)
1- توصیف افراد

2- گفت و گو بین افراد

3- توصیف موقعیت

4- گزارش از حوادث ویژه

5- شرح فعالیت ها

6- رفتار مشاهده گر با شرکت کنندگان
ب) یادداشت های فکری
1- افکار در مورد تحلیل

2- در مورد روش

3- در مورد تصمیمات و تضاد های اخلاقی

4- در مورد ذهنیت مشاهده گر

5- نکات مورد نیاز رفع ابهام
مصاحبه : ما در مصاحبه به احساسات، افکار، مقاصد و ذهنیات توجه می کنیم.
انواع مصاحبه :

1- مصاحبه ی

2- مصاحبه غیر رسمی شبیه مکالمه عادی

3- تکنیک اطلاعات کلیدی

4- مصاحبه های گذشته نگرانه

خب اینم از مطالب آموزشی و درس امروز...امیدوارم که خوشتون اومده باشه

خاطره نویسی (کارورزی ۱)

با سلام.
من سید حسام موسوی هستم،دانشجو معلم دانشگاه فرهنگیان امام رضا(ع) اندیمشک.این گزارشی که مینویسم اولین گزارش کارورزی بنده در تاریخ دوم آبان ماه سال ۱۳۹۵ است.
شب قبل از کارورزی با هم اتاقی هایم رفتیم سراغ فیلم نگاه کردن و بعد از اون کمی بازی کردیم.کلی خوش گذروندیم.کم کم ساعت به ۱۱ شب نزدیک میشد.یکمی خسته شده بودم.باز هم فکر فردا که باید به مدرسه بروم اومده بود سراغم.تصمیم گرفتم به حمام بروم.وقتی برگشتم ۲ رکعت نماز مستحبی خواندم.یکم آرامش خاطر به سراغم اومد.خلاصه با هر‌ دغدغه فکری ای که بود به خواب رفتم.
صبح شد.با صدای زنگ گوشی که گذاشته بودم بیدار شدم.ساعت ۶ بود.پا شدم.رفتم صورتمو شستم و‌ وضو گرفتم.نمازمو خواندم.به سلف رفتم.صبحانه هم خوردم.هیچوقت این موقع برای کلاس های درس بیدار نشده بودم اما این بار فرق داشت.تقریبا ساعت ۷ شد.لباس پوشیدم و‌ آماده شدم.مرتب و‌ شیک.با بچه ها به سمت درب دانشگاه رفتیم.سوار ماشین دانشگاه شدیم که قرار بود ما‌را به مدرسه مورد نظر منتقل کند.تمام بچه ها سوار شدن بجز یک نفر.قدری منتظر ماندیم ‌اما چون می بایست ساعت ۷:۳۰ مدرسه باشیم حرکت کردیم.البته‌ بعدا خودش را به مدرسه رساند.بین راه چندتا عکس سلفی گرفتیم.من اخر اتوبوس نشسته بودم.همش با خودم فکر میکردم در طول روز چه اتفاقاتی برایم رخ ‌میدهد.هوا بسیار خوب بود.لذت میبردم از نسیم های خنکی‌ که به صورتم میخورد.بین راه از بس راننده به دست انداز ها برخورد میکرد دیگه سر گیجه گرفته بودیم.هربار که به یک دست انداز برخورد میکردیم من و بغل دستی ام کلی میخندیدیم که چرا اینجوری رانندگی ‌میکند.خلاصه هرطوری که شده بود به‌ مدرسه ای که برای ما تعیین کرده بودند رسیدیم.

 

 

وقتی به مدرسه رسیدم با توجه به حرف استاد راهنما به ریز به ریز جزئیات توجه کردم.اولین چیزی که نظرمو جلب کرد تابلو‌ آبی رنگ‌ مدرسه بود که به صورت بزرگ ‌نوشته بود دبستان پسرانه شهید مدرس.تاریخ تأسیس ۱۳۲۸ و درسال ۱۳۸۸ بازسازی شده بود.درب مدرسه سفید رنگ با خط های نارنجی بود.کاشی های قرمز رنگی استفاده شده بود.مدرسه داخل یک سری کوچه پس کوچه بود.کلی ‌چپ و راست رفتیم تا رسیدیم.تایم مخالف این مدرسه،یه مدرسه دیگر به اسم آیت الله کاشانی هست.اسم خیابانی که مدرسه در آن قرار داشت گل بنفشه بود.مدرسه تا حدودی نزدیک ایستگاه راه آهن اندیمشک بود.مسجد شهدای راه آهن هم در نزدیکی مدرسه بود.وارد مدرسه شدم.با خودم گفتم من باید به تمام جزئیات دقت کنم.یه نگاه به سمت‌ چپ کردم،سرویس بهداشتی ها در این سمت قرار داشت با درها و‌ کاشی های سفید رنگ.همان سمت چپ اما یکم جلوتر از سرویس های بهداشتی یه مکانی وجود داشت که با حصار دور تا دورش بسته شده بود و در آنجا درخت های بلندی قرار داشت.یک‌ عدد دکل‌‌ مخابراتی هم وجود داشت.درختان مقداری به مدرسه نما میداد‌‌ اما بی ثمر ‌بودند.

 

درکنار همین حصار اما به سمت قسمت داخلی حیاط مدرسه چند نیمکت قرار داشت که درختان بلند قد سایه خود را بر آن ها افکنده بودند.یه نگاهی هم به سمت راست کردم.خانه سرایداری را دیدم که در کنارش یه تاکسی پیکان قدیمی گذاشته بود که پشتش نوشته بود فروشی.مثل اینکه تنها کسایی که به این ماشین قدیمی نگاه میکرد ما دانشجویان بودیم.همان سمت راست اما پشت خانه سرایداری آب خوری ها قرار‌ داشت.یکم جلوتر از آن بوفه مدرسه بود.ساختمان ها همانند سایر مدارس ایرانی از آجر بود با پنجره های نارنجی رنگ.پشت بوفه یه سالن بسیار بزرگ‌ وجود داشت که مجتمع ورزشی بود.دانشگاه ما از این سالن ها ندارد اما برای بچه های دبستانی این امکانات را قرار داده بودند.راستش یکمی حسرت خوردم که چرا این امکانات نباید برای همگان باشد.بگذریم...رو‌به رویم دوتا دروازه بود.یاد قدیم افتادم‌ که عاشق‌ زنگ ورزش در حیاط مدرسه بودم.زمین بسکتبال هم در آنجا وجود داشت.دور تا دور دیوار های مدرسه شعار نویسی شده بود.مقداری جلو رفتیم وقتی به آخر حیاط رسیدم،در سمت راستمان قسمت کلاس ها و ‌بخش آموزشی مدرسه قرار داشت.جلوی بخش آموزشی برای اجرای صف های صبحگاهی بچه ها،خط کشی شده بود.در‌ دو طرف درب ورودی آموزش دو سخن از حضرت محمد(ص) و امام علی(ع) نوشته بود.
حضرت محمد(ص): چه خوب است سخن شما ذکر خدا و خواندن قرآن کریم باشد.
حضرت علی(ع): قرآن را نیکو‌ و زیبا بخوانید
چون در ماه محرم ‌قرار داشتیم‌ بسیاری پارچه های سیاه و یاحسین به دیوار های داخلی آموزش چسبانده شده بود.
وارد ساختمان شدیم.اولین اتاق سمت راست اتاق مدیر و معاون بود.در وسط پله بود واسه رفتن به طبقه بالا و کلاس ها دور تا دور آن بودند.

چند تن از مسئولین ما‌را به سمت اتاق معلم ها که بزرگ تر بود هدایت کردند چون معلم ها سرکلاس رفته بودند، ‌‌آنجا را برای بیان چندتا از موضوع‌ها انتخاب‌ کردند.
خیلی استقبال گرمی کرده بودند.وارد اتاق شدیم.برای همه صندلی گذاشتند.وقتی همه جمع شدیم در ابتدا استاد راهنمایمان،استاد صرفه جو شروع به سخنرانی کرد.استاد بر ساعت ورود و خروج بسیار تأکید کردند.گفتند که کار امروز ما مشاهده تأملی است و حق نداریم در کار معلم دخالت کنیم.استاد فرمودند مهم ترین عنصری که مدرسه را مطرح میکند معلم است.خوشحال بودم که استاد صرفه جو استاد راهنمایم است.چون هم با تجربه و کار بلد است چون ۴ ترم پشت سر هم استادم بود و واقعا عالی بود و هم چون سابقه ریاست اداره آموزش پرورش اندیمشک را برعهده داشت و همه او را میشناختند.بعد از استادمان آقای خوشی مدیر مدرسه ضمن خوش آمد گویی چند نکته را گفت.گفتند که باید نظم را رعایت‌‌ کنیم.همچنین توصیه کردند که سرکلاس جوری یادداشت برداری نکنیم‌ که معلم فکر کند زیر ذره بین است و نتواند بازخورد اصلی خود را داشته باشد.پس از آن آقای فرصتی معاون مدرسه برایمان صحبت کرد.یه جمله معروف از مطهری برایمان گفت «معلمی اشتعال است نه اشتغال».همچنین گفتند که عمر زودگذر است و وقت زیادی نداریم.بروید معلم با «ع» باشید نه با «الف» زیرا با «الف» یعنی دردآور. در پایان برایمان آرزو موفقیت کردند و سخنانشان تمام شد.سپس بچه ها را گروه بندی کردند.بچه ها دو به دو سر یک ‌کلاس میرفتند.مدرسه فقط کلاس های اول،دوم و سوم‌ داشت یعنی دوره اول.۱۳ کلاس وجود داشت که ۵ تا از آن ها کلاس اول، ۴ تا دوم‌ و ۴ تا دیگر سوم بودند.من و دوستم ابوذر فتاحی باهم داخل یک کلاس افتادیم.کلاس اول...نام خانوادگی معلمی که در آن کلاس وجود داشت خانم مینایی بود.یه خانم میان سال که بسیار با ما مهربان بود.همین که وارد کلاس شدیم تقریبا آخر زنگ اول بود.زنگ به صدا در آمد.بچه ها به صورت یک‌ قطار از کلاس خارج شدند.

فضای کلاس تقریبا برای ۲۵ دانش آموز بزرگ ‌بود.۱۴ نیمکت در سه ردیف وجود داشت.کلاس مجهز به‌ کامپیوتر و پروژکتور بود.دو پنجره داشت که نور خوبی وارد کلاس میکرد.پرده های کودکانه ای نصب شده بود که نما کلاس را زیبا میکرد.کولر هم طبق معمول در این فصل سال برای خوزستانی ها روشن است.هوا داخل کلاس هم مطبوع بود.برنامه کلاس،نقشه ایران،کلی نقاشی،‌ کار دستی و عکس های‌زیبا به دیوار ها نصب شده بود.میز معلم و سایر نیمکت هم قسمت جلویی کلاس قرار داشت و قسمت اخر کلاس فضا خالی ای همراه یک کتابخانه کوچک و‌ یک ساعت بزرگ وجود داشت.۱۲ تا لامپ مهتابی وجود داشت که کلاس را از نظر روشنایی بدون نقص میکرد...کلاس تقریبا تمیز بود.تا نیمه کاشی بود.رنگ سقف سفید و دیوار ها آبی فیروزه ای بودند.به سمت حیاط رفتیم.کلی هیاهو‌ بین بچه ها بود.حس جالبی به من دست میداد.خانواده ها را میدیدم که برای فرزندانشان تغذیه می آوردند و کنارشان بودند.با بچه ها کلی عکس سلفی گرفتیم و‌ آن ها هم خوشحال بودند.حس و‌ حال قدیم را داشتیم.دوباره زنگ به صدا در آمد.رفتیم سرکلاس.بعد چند دقیقه معلم بچه ها را آرام کرد برای شروع تدریس.معلم گفت کتاب های بخوانیم را باز کنید سپس پروژکتور را روشن کرد‌.متأسفانه پروژکتور جای مناسبی نصب نشده بود و‌ تصویر وضوح مناسبی نداشت.کولر هم که کنار من بود خیلی صدا میداد‌ و‌ تمرکزم‌ را به هم زده بود اما‌ دیگر عادت کرده بودم اما بچه ها از بس چه ذوق داشتند اصلا حواسشان به اینجور‌ صدا ها نبود.بچه ‌ها خیلی با یکدیگر حرف میزدند.معلم رفت سراغ شعر انار.یادش بخیر.یک لحظه کودکی ام آمد جلو چشمانم.مثل اینکه بچه ها قبلا شعر را حفظ کرده بودند.یکی از بچه ها به انتخاب معلم اومد پا تخته و شعر را از حفظ خواند و در پایان من و دوستم و سایر بچه ها برایش صلوات فرستادیم.اون‌ روز معلم قرار شد درس آب را توضیح‌ بدهد.بچه ها خیلی شلوغ میکردند.یکی از دانش آموزای تپل و‌ با مزه حرف خنده داری زد.به معلمشان گفت خانم اجازه؟یه معلم کتک زن بیارید تا بچه ها آروم شن.من و ‌دوستم و معلم خیلی خندیدیم.خلاصه‌ این زنگ هم تمام شد.نوبت به زنگ سوم رسید.معلم وقتی وارد شد‌ ‌‌به سمت من و دوستم آمد.همراهش نان و پنیر و‌ کره بود و به ما داد.خیلی خوشحال شدیم و ازش تشکر کردیم.بچه ها کم کم با ما صمیمی شده بودند و در مورد فوتبال کل کل میکردند.انگار از حضور ما در آنجا خوشحال بودند.وقتی به پایان زنگ رسیدیم با بچه ها خداحافظی کردیم.از ما میخواستند که باز هم به آنجا برویم و‌‌ ماهم گفتیم باشه حتما می آییم.
این کلاس کارورزی تمام شده بود.من و چندتا از دوستانم به دانشگاه برگشتیم و بعد از یک روز پر هیجان به خواب رفتم...

پژوهش روایی(NARRATIVE038)_جلسه چهارم ۹۵/۸/۱

سلام به دوستان عزیز
میخوام از جلسه چهارم یعنی ۱/۸/۹۵ براتون بگم.چیزی که تا الان یاد گرفتم این بود که واقعا خوب گوش کنم.استاد در جلسه قبل خیلی بر روی گوش کردن فعالانه تأکید داشت منم به توصیه استاد عمل کردم.به این نتیجه رسیدم که شش دانگ حواسم باید جمع باشد تا تمامی مطالب را بدون کم‌ و کاستی دریافت کنم.واقعا هم در یادگیری تأثیر داشت (به شما هم توصیه میکنم حتما گوش دادن فعالانه را جدی بگیرید).
خب بذارید از اتفاقات کلاس بگم...
بعد از احوال پرسی استاد و حضور غیاب باز هم کم کاری دانشجویان استاد را ناراحت کرده بود.بعد از چهار جلسه بعضی ها هنوز وبلاگ هم درست نکرده بودند.جالب اینجاست که یکی از بچه ها به استاد پیام داده بود که ببخشید استاد من نتونستم وبلاگ درست کنم بجاش براتون gmail درست کردم.وقتی استاد این قضیه را گفت تمام کلاس به همراه استاد شروع به خندیدن کردند.استاد از وبلاگ های خوب تعریف کرده‌ بود و‌ از وبلاگ های ضعیف انتقاد.مثل اینکه بعضی ها واسه رفع تکلیف یه چیزی مینوشتن داخل وبلاگشون که خالی نباشه و استاد بهشون‌ گیر نده اما غافل از اینکه استاد تمام وبلاگ ها را به طور دقیق بررسی میکنه.خلاصه استاد یه لیست جدید از وبلاگ ها را تنظیم کرد که بچه ها بر اساس شماره کلاسی خودشان وبلاگ بسازند.آدرس وبلاگ من هم به همین خاطر است چون شماره 38 ام از کلاس هستم.
در تعدادی از وبلاگ بچه ها تعریف نادرستی از پژوهش روایی دیده میشد.مثل اینکه درست متوجه مفهوم نشده بودند.استاد تصمیم گرفت که این بار یه تعریف دقیق و کامل از پژوهش روایی ارائه دهد که‌ دیگر اختلافی در برداشت بچه ها درباره ی پژوهش روایی وجود نداشته باشد.
توضیحات استاد:
به پژوهشها در یک دسته بندی کلی به سه سنت یا دیدگاه تقسیم می شود که این سه عبارتند از: کمی، کیفی و ترکیبی.
پژوهشهای کمی که بیشتر با عدد و رقم سروکار دارند.
پژوهش های کیفی که همانطور از اسمشان بر می آید نتایج را به صورت کیفیت ارایه میدهند البته ممکن است از اعداد و ارقام نیز بهره ببرند.
برخی معتقدند که ما روشهای کمی صرف یا کیفی صرف نداریم بلکه این روش ها در هم دیگر میکس و یا ترکیب شده اند. از این منظر روش های تحقیق ترکیبی مد نظر قرار میگیرد.
درخصوص تقسیم بندی روش های تحقیق کیفی آرای مختلفی وجود دارد برخی آنها را 4 دسته برخی به 20 دسته برخی به 16 دسته تقسیم کردند.برخی از این روشها عبارتند از پژوهش روایی، پدیدار شناسی، اقدام پژوهی و....می باشند.یکی از این روشها پژوهش روایی میباشد که به آن میپردازیم